دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

بهاره خلیقی

بهاره خلیقی   
    
   
 خودکشی    
                        
وقتی که می پرید ، قوسی برداشت کج     
نگاه نکرد     
نگفت حرفی حتی     
تنها آبی موج برداشت     
و سنگین فرو داد ، لقمه ی تلخ را     
گفته بود شاید     
و خندیده بودم ، حتمن     
واصلن فکر نکرده بودم     
می خواست بمیرد     
...که خود می خواست     
...که بمیرد     
...می خواست     
....که     

دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی